ابوالفضل بیهقی مورّخ، ادیب، نویسنده و پدر نثر پارسی

سمن انجمن یادمان ابوالفضل بیهقی پدر نثر پارسی

ابوالفضل بیهقی مورّخ، ادیب، نویسنده و پدر نثر پارسی

سمن انجمن یادمان ابوالفضل بیهقی پدر نثر پارسی

غرض من آن است که تاریخ پایه ای بنویسم و بنایی بزرگ افراشته گردانم، چنان که ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند.
غرض من از نبشتن این اخبار آن است تا خوانندگان را فایده ای به حاصل آید و مگر کسی را از این به کار آید... و هرکس که این نامه بخواند، به چشم خرد و عبرت اندر این نامه بنگرد، نه بدان چشم که افسانه است.
اما براستی ابوالفضل بیهقی به عنوان یکی از برجسته ترین تاریخ نگاران تمامی ادوار ایران درباره تاریخ چگونه می اندیشید؟ از منظر او، اهمیت و فایده تاریخ چه بود؟ به باور وی، رسالت تاریخ را در چه مواردی باید جستجو کرد؟ در این کوتاه سخن، بنابر آن است تا پاسخی روشن بدین پرسش ها و سوالاتی از این دست داده شود و بدین طریق از ذهن تاریخ نگر این تاریخ نگار پرآوازه، آگاهی بهتری یافت.
اول آبانماه روز ملی ادیب شیرین سخن ، تاریخ نگار منصف ،حقیقت گوی عادل و پدر نثر پارسی ابوالفضل بیهقی گرامی باد. نویسنده: رضا حارث آبادی 09122042389 -09193060873
تلگرام Rezabeyhaghi@

کلمات کلیدی

تاریخ بیهقی

ابوالفضل بیهقی

اول آبان روز ملی ابوالفضل بیهقی

تاریخ بیهقی این مکتوب یال افشان جاوید

ابوالفضل بیهقی استاد مسلم نثر فارسی

روستای حارث آباد سبزوار زادگاه ابوالفضل بیهقی

رضا حارث آبادی

محمود دولت آبادی رمان نویس برجسته سبزواری

محمود دولت آبادی

روستای حارث آباد سبزوار

بیهقی

abolfazlbeyhaghi

abolfazl beihaghi

معلم شهید دکتر علی شریعتی

معلم شهید دکتر شریعتی

مجله اینترنتی اسرارنامه سبزوار

روستای حارث اباد سبزوار

حسین خسروجردی نویسنده معاصر تاریخ وادب فارسی

حسین خسروجردی نویسنده توانای معاصر سبزوار

حسین خسروجردی رمان نویس بزرگ سبزواری

اول آبان ماه روز ملی ادیب شیرین سخن

اول آبان روز نثر فارسی و بزرگداشت ابوالفضل بیهقی در سبزوار

تاریخ نگار منصف

تمین همایش ملی بزرگداشت ابوالفضل بیهقی پدر نثر فارسی

تاریخ بیهقی‌ و تأثیر آن بر ادبیات امروز

روستای حارث اباد شهرستان سبزوار زادگاه ابوالفضل بیهقی

اول آبان روز ملی نثر فارسی و بزرگداشت بیهقی

سبزوار

مجله اینترنتی اسرارنامه

تحول معنایی در واژه­های تاریخ بیهقی

پیوندها

۵ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

استقبال گسترده داخلی و خارجی از جایزه ای به نام ابوالفضل بیهقی پدر نثر فارسی

استقبال گسترده داخلی و خارجی از جایزه ای به نام ابوالفضل بیهقی پدر نثر فارسی

خبرگزاری ها و مطبوعات کشور در روزهای اخیر از استقبال داخلی و خارجی از جایزه ای خبر داده اند که به نام خواجه ابوالفضل بیهقی پدرنثر داستانی فارسی و از بزرگترین مشاهیر سبزوار است.

جایزه داستانی بیهقی امسال در حالی قرار است برای سومین دوره متوالی و با شرکت کنندگانی از ایران و کشورهای کانادا، ترکیه، آمریکا، بلژیک، استرالیا، امارات متحده عربی، فرانسه و آلمان در تهران برگزار شود، که به نظر می رسد جای برگزاری چنین مراسمی در سبزوار شهر زادگاه ابوالفضل بیهقی و شماری دیگر از بزرگترین نویسندگان زبان و ادبیات فارسی خالی است.

البته خوشبختانه چند سالی است که به همت کمیسیون فرهنگی شورای شهر، اداره فرهنگی شهرداری ، دانشگاه حکیم سبزواری و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در اول آبان ماه، همزمان با روزی که به نام بزرگداشت بیهقی مطرح شده است، همایش هایی در سبزوار برگزار می شود، اما اگر این همایش ها با زیرکی و تدبیر مسئولان سبزوار از حالت صرفا مدح و منقبت گویی بیهقی خارج شود و به برگزاری مراسم جانبی دیگری نظیر جشنواره های داستانی و ادبی در همان تاریخ یا در دیگر ایام سال مزین گردد، قطعا تأثیر بهتری در معرفی بیهقی و شهر زادگاهش سبزوار در داخل و خارج از ایران خواهد گذاشت.

اگر به پشتوانه وجود نویسندگان توانایی نظیر ابوالفضل بیهقی، ابوالحسن زید بیهقی، ملاحسین واعظ کاشفی، دکتر علی شریعتی، استاد محمود دولت آبادی، محمود برآبادی و ... و پدیدآمدن آثار ادبی گرانسنگی نظیر تاریخ بیهقی، روضه الشهدای کاشفی، کویر دکتر شریعتی، کلیدر دولت آبادی و... معتقدیم سبزوار پایتخت نثر فارسی است و از طرفی اگر پتانسیل های فراوان دانشگاهی و علمی  در سبزوار وجود دارند، پس باید این شهر به کانون اصلی و یا یکی از کانون های اصلی فعالیت های ادبی و برگزاری جشنواره های داستانی در ایران تبدیل شود.

در اول آبان 92 هنگامی ک چند میهمان برجسته نظیر دکتر محمدجعفر یاحقی و استاد سیدی برای  بزرگداشت بیهقی بهسبزوار سفر کرده بودند، در سخنرانی خود، بر ضرورت تشکیل جلسات هفتگی بیهقی خوانی در سطح شهر سبزوار یا در دانشگاه حکیم سبزواری که از یک گروه آموزشی بزرگ و با سابقه در زبان و ادبیات فارسی با تعداد زیادی اعضای هیئت علمی و دانشجویان مقاطع کارشناسی تا دکترا، برخوردار است تأکید نمودند.

در همین رابطه مهدی سیدی پژوهشگر برجسته خراسانی در اظهاراتی که توسط خبرگزاری ایرنا منتشر شد، گفته بود:«حیف است در شهری با این فضاهای متعدد فرهنگی و دانشگاه های متعدد ، جلسات بیهقی خوانی برگزار نشود و حتی اگر شده باید یک اتاق کوچک در دانشگاه حکیم سبزواری به مرکز بیهقی پژوهی و جلسات بیهقی خوانی اختصاص یابد.»(منبع) اما متأسفانه این مهم تا کنون تحقق نیافته است و اگر کاری در ارتباط با بیهقی انجام شود، نظیر برگزاری همین جایزه ادبی بیهقی بیشتر در خارج از سبزوار است.

استقبال از یک جایزه داستانی

فرامسال سومین سالی است که جایزه داستان بیهقی برگزار می‌شود. استقبال از این جایزه بیشتر از دوره گذشته بوده و امسال جایزه داستان بیهقی با افزایش تعداد شرکت‌‌کننده‌ها روبه‌رو شده است. برای سومین دوره این جایزه 1025 داستان از 670 داستان‌نویس ارسال شده که از نظر تعداد داستان‌های ارسالی 200 اثر و تعداد داستان‌نویس 150 نفر افزایش داشته است. شهرهای بسیاری از سراسر کشور در این جایزه شرکت کرده‌اند که می‌توان به تهران، مشهد، شیراز، بیرجند، تبریز، کرمانشاه، کرج، بوشهر، قم، رشت و. . . اشاره کرد. داستان‌نویس‌های ایرانی مقیم کشورهای کانادا، ترکیه، آمریکا، بلژیک، استرالیا، امارات متحده عربی، فرانسه و آلمان هم داستان‌های خودشان را برای شرکت در این جایزه ارسال کرده‌اند. حضور داستان‌نویس‌های فارسی‌زبان از کشور افغانستان نیز از ویژگی‌های این دوره از جایزه داستان بیهقی است. داوران اولیه این دوره از جایزه از میان آثار رسیده به دبیرخانه تعداد 109 داستان انتخاب کرده و به مرحله دوم داوری ارسال کرده‌اند. مرحله دوم داوری سومین دوره جایزه داستان بیهقی توسط ابوتراب خسروی، احمد اکبر‌پور، حسن محمودی، فرخنده آقایی و فرزانه کرم‌پور داوری می‌شود.  اسامی داستان‌های رسیده به مرحله دوم داوری در سایت انجمن داستان بیهقی به نشانی:


http://bayhaqi-story.ir 

منتشر شده است. مرحله اولیه داوری این جایزه به عهده اعضای انجمن داستان بیهقی متشکل از مهدی جمشیدیان، مهرنوش قائم‌مقامی، احسان شاه‌طاهری، محبوبه آب‌برین، آزاده کاظمی، میثم غفوریان‌صدیق، فرنوش حبیب‌نژاد و محرم براتی بوده است.
آیین پایانی سومین دوره جایزه داستان بیهقی در اسفند ماه سال 1393 برگزار می‌شود.

منبع: روزنامه فرهیختگان

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۳ ، ۰۴:۱۸
رضا حارث ابادی

سُخن راندن کار منِ است

شمه ای از داد وَری های ِ تاریخ بیهقی تقدیم به مُدرسان فاضل و شریف این اثر سترگ

شمه ای از داد وَری های ِ تاریخ بیهقی تقدیم به مُدرسان فاضل و شریف این اثر سترگ

اول آبان روز بزرگداشت خواجه ابوالفضل بیهقی مورخ و ادیب برجسته ایرانی است. کتاب تاریخ بیهقی او هم به تاریخ ایران و هم به نثر فارسی خدمات بزرگی کرده است. 

حسین خسروجردی:

 شمه ای از داد وَری های ِ تاریخ بیهقی تقدیم به مُدرسان فاضل و شریف این اثر سترگ ادبی در دانشگاه های سبزوار

در می مانم ! حیران از کتابتی که اگر همچون ابر ِ بیقرار در مرغزارِ نزیه و شیدای ِ تاریخ و ادبیاتِ ما نباریده بود ، بسا که در توتستان ِ شیرین و سایه بخش ِ آن ، اکنون حاصل ِ بسزایی نداشتیم و عرصۀ ادبیات ، از تاریخ و بنایِ افراشتۀ ابولفضل بیهقی سخت خالی بود . پهنۀ کاری که تاریخ و متون ِ گرانسنگِ ما را بیان می کند تا به قول نویسنده اش دادِ تاریخ بستاند.
بگذارید از همینجا شروع کنیم ، از همین دادِ تاریخ ستاندن با تبعات و پیامدهای ِ گران ِ آن ،که در سرتاسر کتابِ بیهقی آمده است و به درستی تاریخ پایۀ آن محسوب می شود.
 در فرهنگِ ما داد به معنای عدل و قانون و انصاف است و همچنین از دادگستری و عدالت و اندازه و میزان خبر می دهد. طول و عرض ِ این واژه انگار مبشر ِ تاریخ ِ ما بوده است که حتی اوستای ِ باستانی هم از آن بهره می برد و از آن به عنوان ِ دادِ دیو ستیز ِ زرتشت نام می برد و در تداوم ِ بعدی آن ، فردوسی بزرگ نیز سروده است:
              وگر داد باید که ماند بجای    /    بیارای و زآن پس ، به دانا نمای
باری این برگ ِ طوفنده و پُر خروش که یاد آور ِ عرصۀ درد و رنج و خون و شرف و اعتبار ِ این فلاتِ کبود بوده است و همیشه در اوراق ِ زرد رنگ ِتاریخ ِ این سرزمین ، درّه های ِ اشک و آهِ آدمی را می نمایانده است که وقتی در نامۀ شجاعانۀ حجته الاسلام ، غزالی طوسی به سلطان ِ وقت می نویسد و ما را از محتوای ِ آن آگاه می کند ، براستی بیدادِ این زمانۀ قسی و ستمگر ، سخت لرزاننده و هولناک است : (امروز بحدی رسیده است که عدل ِ یکساعت برابر عبادتِ صد سال است . بر مردمان طوس ، رحمتی که ظلم ِ بسیار کشیده اند . غله به سرما و بی آبی ، خراب شده ، تباه گشته است) . درختهای صد ساله از اصل خشک شده اند ، روستاییان را چیزی نمانده مگر پوستینی و مشتی عیال ِ گرسنه و برهنه اگر رضا دهد که از پشتِ ایشان پوستین باز کنند تا زمستان برهنه با فرزندان در تنوری روند ، رضا ندهد که پوستشان برکنند . اگر از ایشان چیزی خواهند ، همگان بگریزند و در میان کوهها هلاک شوند ، این پوست باز کردن باشد!  
می بینید !؟ ملاحظه می کنید که عتاب و بیدادِ فزایندۀ این روزگار ، چگونه در متن ِ زندگی مردمان ، مضیقت و تباهی و هول ایجاد کرده است که شادی و نشاط و خرسندی مردم ، امری محال و بسیار دور می نماید . پنداری که به قول حافظ سر فتنه دارد دگر روزگار منو و مستی و فتنۀ چشم یار فریب جهان قصۀ روشن است ببین تا چه زاید ، شب آبستن است آه که صدای ِ انسانی ِ شاعر ، بیتابی ِ جان ِ جهان است .
 بگئارید تا شاعرِ ما از فرسایش ِ پهنۀ بلا خیز ِ درشت روزگار ، با آستین ِ تر شدۀ زاری های ِ خود از قحطی شادی بگوید و بسراید : سعی کن که از دولت ِ بیداد ، عیش بستانی و سپس این آخرین توصیه و اتمام ِ حُجتِ اوست که به همۀ اُمرای دوران ها تجویز می کند و می گوید : جهان بگیرد اگر دادگستری داند
  اما در گسترش و تاکید و ترغیبِ دادخواهی و اهتمام آن ، این ابولفضل بیهقی است که انگار با تمام نیروی خود در رنج نامه ها و زندان ها و شوربختی های ِ مردم شریک می شود و خواهان عدالت و داد ِ روزگار ِ خود می شود . روزگاری که اگر او سخن نگوید و قلم را لختی نگریاند و از بیغوله های ِعُطلت و فروگرفتن ها و رنج ها و بندهای ِ گران و نعره های مردان ِ جنگی و منازعت ها و آزمندان و مخاذیل و رکاب عالی و سرنوشت ها ی محتوم نگوید گویی که داد ِ تاریخ را نستانده است .
 همیشه فرو گرفتن ها و مجازاتها و دارها و پایان آمدن ِ روزگار ِ مردان ِ نامی و نیک و حق جو نزد بیهقی اشک آور و حزین است و مثل بغض ِ گرانی می ماند که در رثایشان به تلخی بگوید : «و من که بولفضلم می گویم که چون علی مرد کم رسد ». و در این بطالت و زلالت ِ زندگی ، بیهقی بعد از نمایش و بیان ِ حرص و طمع و برات و غلامان ِ ساخته و بیسگانی ها ، وقتی که در شهر ِ آمل بوسهل ، دیوان باز کرده است و مردم را می پیچد و آتش در شهر می زند و برات ِ بیستگانی ِ لشکر روان می شود ، او ، به درد می نویسد : «امروز سخت دشوار است بر من که بر قلم ِ من چنین می رود و لیکن چاره نیست ، در تاریخ محابا و پروا نیست . آنان که با ما به آمُل بودند ، اگر این فصول بخوانند و داد خواهند ، بگویید که من آنچه نوشتم به رَسم و آیین بود .»
 می بینید ، توجه دارید که در تظلم و داد خواهی و بیان ِ آن ، بیهقی را هرگز محابا و پروایی نیست . او مردی ست که به قول ِ امروزی ها خود سانسوری نمی کند و از آن رو که در دستگاهِ سلاطین ِ وقت است ابایی از افشاگری ِ بیداد ، ندارد و می نگارد که: «حسنک را قومی مکار بر سر ِ دار بردند و این افسانه ای ست با بسیار عبرت . و این همه اسبابِ منازعت و مکاوحت از بهر ِحطام و مال دنیا به یک سوی نها دند و می برفتند ) . احمق مردا که دل در این جهان ببندد که نعمتی بدهد و زشت بستاند . »
بیهقی در اعصار ِ بی رحم زمانه ای خوف انگیز است که به دستور امیر و در پیش خیمۀ بزرگ بیست و چهار اسیر پیش پای ِ پیلان انداخته می شوند که بیهقی آن را هول روزی می بیند که خبر آن به دور و نزدیک می برند و این برای مهتری و فرزانه ای چون او که خردمند و فاضلی ست و کاردان ، سر آمد ِ تمام ادیبان ِ روزگارِ خود است و مُعتمد و شریف . شایسته و روشن رای و سدیدی ست که همیشه آبی بر آتش می زند و احماد می کند و می نویسد تا بیداری افزاید و تاریخ به راهِ راست برود .
اینگونه قساوتها و شرارت ها و جنایت ها برای او بسیار سخت و درد بار و اسف بار است و به گاهِ نوشتن و سخن راندن بی گمان او مردی حقمدار و دادخواه و داور است و می خواهد که حرص را گردن زند وخود گامگان و خیره سران را بر حَذر داردو از فضیح تها بگوید و از هنری بزرگ که روز ِ جزا و مکافات است و آنگاه آزاد مردان را اصطناع کند و تخم نیکی بفشاند و با سنجش از نیک و بد ، هشدار بدهد که مرا از باز نمودن چنین حال ها هیچ مُحابا و کوتاهی نیست .
 احوالی که بیهقی آن را به مثابۀ رنج به خویشتن نهادن می داند تا سرانجام از آن سوی ِ اعصار و قرون ، نالۀ خویش را به ما برساند و بد ینگونه پایان ِ رنج و آزار ِ انسان را خواهان شود . امری که طلیعه و رُخ نما یی آن دور نیست و بقول معروف ، آیندگان خواهند دید .
 حسین خسروجردی   مهر ماه 1393 - مشهد

منبع :  http://www.asrarnameh.com/news.php?id=7090

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۳ ، ۰۴:۱۱
رضا حارث ابادی

تاریخ بیهقی نمونۀ درخشان استفاده از روایت در تاریخ‎نگاری است

تاریخ بیهقی نمونۀ درخشان استفاده از روایت در تاریخ‎نگاری است

خواجه ابوالفضل بیهقی نویسنده کتاب گرنسنگ تاریخ بیهقی و از بزرگترین مشاهیر سبزوار، برجسته ترین چهره های نام آور خراسان و از ادیبان و مورخان طراز اول ایران است که هرچند در شهر زادگاهش سبزوار، تا کنون در ارتباط با پژوهش و معرفی ابعاد تاریخی و ادبی شخصیت فعالیت های کمی صورت گرفته، اما  نام و آوازه وی همواره در محافل ادبی، تاریخی و فرهنگی کشور مطرح است.

با  این حال دوستداران واقعی ادبیات فارسی و همچنین پژوهشگران  تاریخ، که بیشتر در کلانشهرهایی نظیر تهران، مستقر هستند، در طول سال از بیهقی فراموش نمی کنند و گاه و بی گاه در  جلسات تخصصی به ستایش جبنه های ارزشمند کتاب تاریخ بیهقی می پردازند.

یکی از این شخصیت های برجسته دکتر حورا یاوری است که به تازگی در جلسه ای به دعوت مجله تخصصی بخارا درباره دو کتاب ارزشمند تاریخ بیهقی و تاریخ طبری اظهاراتی را مطرح کرده است.

متن کامل سخنان دکتر حورا یاوری به نقل از خبرگزاری هنر «آرتنا» درادامه منتشر می شود:

عصر سه شنبه نهم دی ماه ۱۳۹۳، مجله بخارا با همکاری انتشارات سخن، نشر فرهنگ معاصر و انجمن علمی تاریخ دانشگاه تهران نشستی را با دکتر حورا یاوری برگزار کرد و در این نشست حورا یاوری درباره روایت و تاریخ سخن گفت.
در ابتدای این نشست علی دهباشی در معرفی دکتر حورا یاوری شرحی مختصر داد:
دکتر حورا یاوری دانش آموخته دانشگاه تهران است. لیساس زبان و ادبیات انگلیسی و سپس فوق لیسانس روانشناسی خود را از همین دانشگاه گرفت. سپس تحصیلاتش را در آمریکا ادامه داد و در آنجا به آموختن ادبیات و نقد ادبی با گرایش به ادبیات داستانی معاصر ایران مشغول شد و در این رشته نیز به مدرک دکترا دست یافت.
مقالات و کتاب‎های دکتر حورا یاوری عمدتاٌ بر محور ادبیات و روانکاوری می‎گردد. کتاب روانکاوی و ادبیات/ دو متن، دو انسان ، دو جهان ( از بهرام گور تا راوی بوف کور) که نشر سخن آن را منتشر کرده ، زندگی در آینه، چاپ انتشارات نیلوفر و داستان فارسی و سرگذشت مدرنیته در ایران ، چاپ نشر سخن از جمله آثار ایشان است.

سپس دکتر حورا یاوری به بررسی روایت و تاریخ پرداخت :
« حضور در این جلسه توفیق بزرگی است. از آقای دهباشی و مجله بخارا، از انتشارات سخن و فرهنگ معاصر و نیز انجمن علمی تاریخ دانشجویان دانشگاه تهران سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند.


 با توجه به برگزاری برنامه در تالار باستانی پاریزی_ بر محور نقش و کنش روایت و داستان در متن تاریخی دور می زند. پرسش این است که آیا متن تاریخی رونوشتی است برابر با اصل از رویداد تاریخی، یا متنی است برگذشته از صافی ذهن و همۀ تعلقات فکری مورخ، و بنابراین پیش از آن که حرف مطلق و آخر را دربارۀ یک رویداد تاریخی زده باشد، روایتی در اختیار ما می‎گذارد و امکانی فراهم می‎کند که ما روایت‎های هم‎روزگار و مرتبط با هم را در کنار هم قرار بدهیم و از طریق سنجیدن و قیاس آنها با یکدیگر به دریافت قابل تأمل‎تر و سنجیده‎تری از رویدادهای تاریخی برسیم.

شاید ذکر این نکته بی مناسبت نباشد که در دهه‎های اخیر بسیاری از متون تاریخی کلاسیک از منظر فرضیه‎های جدید نقد ادبی، در مفهوم عام آن، بازنگری و بررسی شده‎اند، و بوطیقا و خصوصیات ساختاری آن ها به اندازه درونمایه و محتوای رویداداهایی که روایت می کنند مورد توجه قرار گرفته است. از متون تاریخی ایرانی- اسلامی در درجه اول باید به تاریخ طبری اشاره کنیم که بیشتر از متون تاریخی کهن دیگر توجه محققین و پژوهنده‎هایی را که با فرضیه‏های مدرن، به بازخوانی متون پیشامدرن تاریخی همت گماشتنه اند، به خود جلب کرده است.

از نمونه های این بررسی ها می توان به بازخوانی های مارشال هاجسن (Marshal G. S. Hodgson)، طیب‏الهبری (Tayeb el-Hibri) و جولی اسکات میثمی (Julie Scott Meisami)  از تاریخ طبری اشاره کرد. هاجسن با نشان دادن سنجیدگی و از پیش اندیشیدگی روش طبری در گزینش راویان و آرایش خبرها و حدیث ها در گزارش فتل عثمان-به عنوان یک نمونه - به آگاهی او از زیروبم های بازی های قدرت در صدر اسلام، و چربیدن کفه این بازی ها بر ایمان مذهبی راویان اشاره می کند. الهبری با تأکید بر بهره گیری طبری از خبر و حدیث و قصه به عنوان یک شگرد روایی نشان می دهد که در تاریخ طبری وقتی به خلفای راشدین می‎ رسیم که مورد احترام و ارادت طبری هستند، موضوع روایت مشخص و سلسلۀ راویان به هم پیوسته است. اما وقتی به دوران خلافت عباسیان می‎رسیم، به خصوص دوران هارون الرشید، هم زنجیره روایت از هم می‎پاشد و هم زمینه های روایت پراکنده و بی سامان می شود، و مهم‎تر از همه این که وابستگان و نزدیکان دربار هارون الرشید گزارش دهندگان رویدادهایی می‎شوند که خودشان در آن نقشی و دخالتی داشته اند . یعنی به نظر می‎رسد که طبری به آگاهی خواننده‏ای که کتاب تاریخ او را می‎خواند، اطمینان دارد و بر اساس این آگاهی شگردی را به کار می‎برد که بازگوکننده بسیاری از نظرگاه های او درباره عباسیان، به خصوص خلیفه هارون الرشید و پسران او امین و مأمون است.

جولی اسکات میثمی کار دیگری می‎کند. میثمی روایت های ناهمگون سه مورخ بزرگ را که همه در قرن پنجم هجری زندگی می‎کنند یعنی طبری (م. 310|923)، مسعودی (346|956)، و بلعمی (383|993)،  از یک رویداد یگانه، یعنی برگشتن روزگار از برمکیان، در کنار هم قرار می دهد و از طریق برجسته کردن ناهمسانی آن ها به نتیجه ای می‏رسد که به خصوص از نظر بحث امروز که کم‏رنگ شدن مرز بین داستان و  گزارشٍ مو به موی رویدادهای تاریخی است اهمیت پیدا می کند.

از نظر میثمی تاریخ‏نگاری اسلامی در دوران خلافت عباسیان در یک سیر تدریجی از گزارش مو به موی رویدادهای تاریخی فاصله می گیرد و به جای آن فلسفه تاریخ، بازگفتن "معنای" رویدادها، و پندها و عبرت هایی که می توان از این رویدادها آموخت ذهن تاریخنگاران را به خود مشغول می کند، گنجاندن هرچه بیشتر شعر و روایت های منثور در متن های تاریخی، به منظور برجسته کردن و به گوش دیگران رساندن پندهای تاریخ، رونق می گیرد، و به موازات آن بهره گیری از شگردهای کلامی و آرایه های زبانی توجه مورخین رابیشتر به خود جلب می‏کند. بیشتر مورخینی که در این دوره می‏نویسند، درست مثل نویسنده‎ای که از پیش می‏داند داستانی که می‎خواهد بنویسد بر چه مسیری باید پیش برود، طرحی کلی از ساختار کتاب خود در ذهن داشته اند و با توجه به معنایی از تاریخ که خیال گنجاندنش را در کتاب خود داشته اند، رویدادها را پس و پیش کرده اند و با رنگ آمیزی صحنه ها، و پاشیدن زنگار غم بر برخی از صحنه ها و رویدادها ، معنای مورد نظرشان را از آن رویدادها را بر ما آشکارتر کرده اند.

تاریخ بیهقی نقطه اوج این شیوه از تاریخنگاری است. از نقطه نظر فرضیه های نوین نقد، روایت ها و شعرهای افزوده بر تاریخ بیهقی - درست در کنار روایت اصلی او از تاریخ - نقشی و کنشی دارند، و حاوی معنایی هستند که برای دانستن آن باید کتاب او را از آغاز تا انجام خواند. در بازی سنحیده بیهقی با این داستان ها و روایت ها تصویر شاهان و امیران در آیینه تاریخ مکرر می شود، خطوط انگاره های آرمانی پادشاهی و وزیری رنگ آشکارتری می گیرد، و فاصله شاهان زمانه بیهقی با این الگوهای آرمانی بیشتر به چشم می آید. بیهقی به گفته خودش به این که "فلان پادشاه فلان سالار را به فلان جنگ فرستاد و در فلان تاریخ صلح کردند" علاقه زیادی ندارد، و دلش می خواهد "تاریخ پایه ای " بنویسد و "بنایی بزرگ افراشته گرداند"

ساختار تاریخ بیهقی بیشتر از آنی که گزارش گونه باشد، به قصه و داستان نزدیک است. یعنی بیشتر از آنی که برابر با منطق رویدادهای بیرونی باشد، آفریده ذهن تاریخ‏نگاری است که ما به اسم بیهقی می‎شناسیم. من از شرح زندگی بیهقی که همه کمابیش با آن آشنایی داریم می‎گذرم. می‎دانیم که بیهقی بیشتر عمر خود را در دیوان رسالت غزنویان گذرانده و از نزدیک در جریان رویدادهای زمانه اش قرار داشته است. مجلدات تاریخ بیهقی ظاهرا به سی جلد می رسیده اما متاسفانه تنها جلدهای پنجم تا دهم که دوران سلطنت مسعود را در بر می گیرد به دست ما رسیده است. سعید نفیسی از جملۀ محققانی است که سعی کرده از طریق بازخوانی مکرر جلدهای موجود قسمت‏های از دست رفته را بین متون دیگر شناسایی بکند.

بیهقی به صراحت یادآوری می کند که در تاریخی که می‎نویسد از روایت و داستان به جه منظوری استفاده خواهد کرد «من که ابوالفضلم کتاب بسیار فرو نگریستم، خاصه اخبار. از آن التقاط‎ها کرده و در میانۀ این تاریخ سخن‏ها آوردم تا خفتگان و به دنیا فریفته شدگان بیدار شوند». شعرها و روایت هایی که بیهقی بر تاریخ خودش می افزاید تفریبا هر بیست صفحه یک بار در متن اصلی پدیدار می شوند. بیهقی نام سرایندگان شعرهای منقول را غالبا ذکر می کند ولی هر وقت که پای روایت های منثور به میان می آید، منشا روایت مبهم باقی می‏ماند. و همین ناروشنی دست او را در پس و پیش کردن و آرایش جزییات روایت های افزوده باز می گذارد تا بتواند به صورتی  متناسب با هدفی که از نوشتن تاریخ در سر دارد آن ها را به تاریخش بیفزاید. بیهقی همان طور که محققان بسیاری اشاره کرده اند، همه رویدادهای یک سال را کنار هم نمی چیند و تاریخ او از نطر ساختاری سالشمار ساده رویدادهای یک دوره تاریخی نیست. مثلاٌ همه رویدادهای دوران جوانی سلطان مسعود غزنوی را کنار هم ردیف نمی کند، بلکه بخشی از آن ها را در زمان جا به جا میکند. و یا می توان به خطبه‏هایی اشاره کرد که بیهقی در آغاز مجلدات کتابش می‏آورد. این خطبه ها اکثراٌ معنایی نهفته و ساختاری دارند و به بیهقی امکان می دهند که با نوشتن درباره پادشاهانی که با انگارۀ آرمانی او سازگارند (و به سخن دیگر بیهقی آنها را به صفاتی سازگار با الگویی که از فرمانروا و پادشاه آرمانی در ذهن دارد می آراید) ناسزاواری ها و نابه اندامی های سلطان مسعود غزنوی را آشکارتر کند.  تصویری که در ذهن خواننده از طریق نوشتن بیهقی درباره این پادشاهان شکل می گیرد دقیقاٌ در تضاد با تصویری قرار می‏گیرد که بیهقی از سلطان مسعود غزنوی به دست می می‏دهد. خوانندۀ متن بیهقی از طریق برابر نهادن این تصویرهای متضاد، از طریق ناهماهنگ بودن جزییات این تصویرها با آن الگوهای آرمانی، آسان تر به معنای مورد نظر بیهقی از به کارگیری این شگردهای روایی پی می‎برد. بیهقی میان هارون الرشید خلیفه عباسی، پسرانش امین و مامون و وزیرانش یحیی و جعفر برمکی، از یک سو، و روزگار و رویدادهای دربار غزنوی، از سویی دیگر، شباهت های بسیار می بیند (و می آفریند)، که فرجام همسان حسنک وزیر و جعفر برمکی از بارزترین نمونه های آن است. به موارد دیگری هم می توان اشاره کرد. بیهقی آن جا که به تصمیم محمود به تغییر جانشین می پردازد، رشته روایت را می برد و داستان درازدامن دیگری از روزگار غزنویان و تصمیم هارون به تعیین جانشین بر تاریخش اضافه می کند. بنیان این روایت بر یک انگاره تاریخی تکرارشونده استوار است. انگاره پدری توانا، ایستاده در میان دو فرزند و ناتوان از برگزیدن یکی بر دیگری: انگاره ای که در سراسر تاریخ بن بست آفریده و بار عاطفی آن فرجام شومش را ناگزیر کرده است. می دانیم که میان امین و مامون دو سال و نیم جنگ است تا امین را می کشند و سرش را به مرو پیش مامون می فرستند. مسعود هم اگرجه پس از جنگ با برادر به امارت می رسد اما هرگز گناه هواداران محمد را بر آنان نمی بخشاید، کین توزی پدریان و پسریان برگ های تاریخ را به خون می کشد و سرانجام سر حسنک، هم چنان که سر جعفر بر باد می رود. و یا می توان به روایت دیگری اشاره کرد که بیهقی از امارت علی بن عیسی بن ماهان بر خراسان در زمان هارون الرشید برمی کشد و به روایت خود از امارت ابوالفضل سوری بر خراسان در زمان مسعود می افزاید. میان ماهان و سوری از نظر بیهقی شباهت بسیار است، هر دو به گفته بیهقی خون "اعیان و ضعفا" را در شیشه می کنند، و هر دو کیسه های بزرگ زر و سیم بارشده بر دست کنیزان و غلامان و پشت پیلان و شتران و اسبان به بارگاه هارون و مسعود روانه می کنند. یحیی برمکی، که پسرش فضل روزگاری امارت خراسان داشته است، و بومنصور، مستوفی مسعود غزنوی، یکی در کنار هارون و آن دیگری در کنار مسعود، ایستاده اند و  گذر اسبان و پیلان و شتران را نظاره می کنند. این دو رویداد تاریخی ناهمزمان‎ به طریقی که بیهقی روایت می‏کند همسان می‏شوند. یحیی برمکی که از نظر بیهقی در انگاره آرمانی وزیر خردمند می‎گنجد در پاسخ هارون که "این چیزها کجا بود در زمان پسرت فضل"، زبان بر هارون می گشاید که "عمر خداوندگار دراز باد. این چیزها در زمان امارت پسرم در خانۀ خداوندان این چیزها بود به شهرهای خراسان و عراق". اما در بارگاه مسعود از وزیر خردمندی چون یحیی نشانی نیست. منصور مستوفی پروای آن ندارد که مثل یحیی برمکی حرفی را که به نظرش درست می‏آید به زبان بیاورد. ما از طریق روایتی که بیهقی به تاریخ آن دوران اضافه می‏کند به برداشت دیگری از معنای آن رویداد می‏رسیم، و به سخن دیگر، بیهقی حرف‏هایی را که گفتنش در زمانه او آسان نبوده از طریق این روایت‎های افزوده با خواننده در میان می گذارد.

تاریخ بیهقی یک نمونۀ درخشان از نقش و اهمیت و تأثیر روایت‎های افزوده بر متن های تاریخی است، روایت هایی که نقش بسیار مهمی در نشان دادن معنای رویدادهای تاریخی بازی می‏‎کنند.  که بارز ترین نمونه‏ آن را در بخش مربوط به حسنک وزیر می بینیم، که همه با آن آشنا هستیم. حسنک، وزیر آرمانی بیهقی است. و بیهقی داستان بردار شدن او را آن چنان روایت می کند که به گفته محمد اسلامی ندوشن اگر حسنک می‏دانست که در خیل کسانی که بر دار شدن او را نظاره می‏کنند، جوانکی ایستاده است که ماجرا را  این چنین زیبا و و فخیم و مؤثر  روایت خواهد کرد و برای دیگران به یادگار خواهد گذاشت، حتماٌ لحظات آخر را آسان تر پشت سر می‎گذاشت. بیهقی در داستان حسنک همه توانایی ها و زیرک زبانی های خود را به هماوردی می طلبد. و خوانندگان تاریخش را به تماشای یک نمایش تاریخی فرا می خواند. این نمایش  بر پایه روایت بیهقی از مرگ جعفر برمکی، عبدالله زبیر، و ابن بقیه الوزیر شکل می گیرد تا به گفته بیهقی هشیاران و کاردانان بدانند که "حسنک را در جهان یاران بودند بزرگ تر از وی، و اگر به وی چیزی رسید که بدیشان رسیده بود پس شگفت داشته نیاید". و ما که خوانندۀ تاریخ بیهقی هستیم، با آرایشی که بیهقی به  گزارش بردار شدن حسنک می‏دهد، به معنایی که از این رویداد تاریخی در ذهن دارد پی می‎بریم، و شاید هم به دلیل همین همدلی هاست که تاریخ بیهقی را بیشتر از متون تاریخی دیگرمی‏‎خوانیم و ارج می گذاریم.
بد نیست به نظام یک بام و دو هوایی داوری بیهقی هم اشاره کوتاهی بکنیم، که بنیان داوری بیهقی را نسبت به رویدادهای زمانه اش آشکار می کند و به بسیاری از جمله هایی که در توجیه یا توضیح اعمال مسعود وی نویسد معنای تازه ای می دهد. به سخن یگر بیهقی گناه دیروزیان را به چوبی می راند و گناه امروزیان را به چوبی دیگر. دیروزیان یا چون بزرگمهر از بهشتیانند یا چون انوشیروان از دوزخیان. با چون عبدالله زبیر از پی حسین بن علی می روند، یا چون حجاج یوسف از فاسقانند، در حالی که گناه نابخردی های مسعود یا به پای ندیمان نوشته می شود و یا به حساب سرنوشت و تقدیر

تاریخ بیهقی نمونۀ اعلای استفاده از روایت در تاریخ‎نگاری است. بیهقی با استفاده آگاهانه از این روایت ها خوانندگان آثارش را به تماشای نمایشی که همزمان در دو ساحت و دو فضا بازی می شود فرا می خواند. نمایشی که دودمان غزنوی میداندار آن است،  با مرگ سلطان محمود آغاز می شود و با بردار شدن حسنک به اوج می رسد. بیهقی در این نمایش تاریخی با بهره گیری آگاهانه از کنشٍ رفتاری جمله‎ها و روایت ها، با پختگی و دوردیدگی یک دیوانی کارآزموده و روزگاردیده پندهای ناشنوده روزگاران دور را به زبانی تراش خورده به گوش "خفتگان و به دنیا فریفته شدگان" فرو می خواند. »

منبع: خبرگزاری هنر (آرتنا)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۳ ، ۰۳:۵۱
رضا حارث ابادی

تاریخ بیهقی مهمترین منبع تهران شناسی

 پرده ای دیگر از ارزش های اثر جاودانه ابوالفضل بیهقی

تاریخ بیهقی مهمترین منبع تهران شناسی  پرده ای دیگر از ارزش های اثر جاودانه ابوالفضل بیهقی

درباره ارزش  های ادبی و تاریخی کتاب گرانسنگ تاریخ بیهقی تا کنون صاحبنظران زیادی درحوزه علوم تاریخ و ادبیات ایران سخن گفته اند و می توان گفت، تقریبا هر گاه محفلی ادبی یا تاریخی در یکی از شهرهای ایران برپا می شود، به ندرت ممکن است در آن محفل نامی از تاریخ بیهقی  و نویسنده برجسته سبزواریش خواجه ابوالفضل بیهقی برده نشود.

هرچند تاریخ بیهقی متأسفانه در سبزوار که  پایتخت نثر فارسی نامیده می شود، چندان که باید و شاید مورد بهره برداری و توجه جدی قرار نگرفته و حتی دانشگاه حکیم سبزواری هم به عنوان دومین دانشگاه بزرگ و با سابقه ملی درشمال شرق ایران هنوز نتوانسته به جز همکاری در برگزاری بزرگداشت های سالیانه  اول آبان به یاد ابوالفضل بیهقی، کار تخصصی دیگری در طول ایام سال انجام دهد، اما بیهقی به هرحال جایگاه خاص و ویژه خود را در ادبیات و تاریخ ایران دارد و به جز تأسیس یک جایزه داستانی به نام بیهقی که امسال سومین دوره آن در اسفندماه برگزار خواهد شد،  صاحب نظران ادبیات و تاریخ ایران همواره در جلسات و نوشته های تخصصی خود نام و یاد بیهقی و تاریخ ارزشمندش را زنده نگاه می دارند.

  یکی از کسانی  که به تازگی پرده ای دیگر از ارزش های تاریخی کتاب ابوالفضل  بیهقی برداشته است  عبدالله انوار مترجم و پیش کسوت علم نسخه شناسی در ایران است.عبدالله انوار در جلسه ای که تحت عنوان «شب از طهران تا تهران» توسط مجله بخارا برگزار شده، درباره تاریخ بیهقی و تأثیر آن در تهران شناسی گفته است:

عبدالله انوار: تاریخ بیهقی مهم‌ترین منبع تهران‌شناسی است

«شب از طهران تا تهران» عنوان دیگری از سلسله شب‌های بخارا بود که شب گذشته در بنیاد موقوفات افشار برگزار شد.در این نشست، عبدالله انوار تاریخ بیقهی را بهترین منبع تهران‌شناسی عنوان کرد و دکتر ناصر تکمیل همایون، جامعه‌شناس و تاریخ‌نگار از تصمیم خود درباره تالیف تاریخچه محلات تهران سخن گفت. 

 در «شب از طهران تا تهران» که 11 بهمن از سوی مجله بخارا برگزار شد، استاد عبدالله انوار، تهران‌پژوه و نسخه‌شناس پیشکسوت گفت: دولاب از جمله محلاتی است که نامش در تاریخ، پیش از نام تهران آمده است.
 
وی «تاریخ بیهقی» را نمونه اعلای کمک به تهران‌شناسی اعلام کرد و ادامه داد: در تاریخ بیهقی از «دولاب» به‌عنوان  محل حکومت و زندگی محمود غزنوی آمده است و پنج کیلومتر بعد ازدولاب از «علی‌آباد» به‌عنوان محل حکومت و زندگی پسرش سلطان مسعود غزنوی یاد شده است و نامی از تهران در میان نیست.
 
انوار ادامه داد: در کتاب‌ها به عبور شاه طهماسب از تهران فعلی برای رفتن به زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره شده است که البته بعدها کریم‌خان زند بیش از 6 بار به تهران آمده و در تابستان به شمیرانات رفته است اما بعد از مرگ کریم خان و اختلافات موجود در بین خاندان زند باعث شد تا این خاندان نتوانند تهران را حفظ کنند.
 

تهران و پنج محله اصلی
 
در ادامه این نشست، دکتر ناصر تکمیل همایون، جامعه‌شناس و تاریخ‌نگار درباره کتاب جدید خود با عنوان «اودلاجان» گفت: این کتاب یکصد صفحه‌ای را در معرفی محله «اودلاجان» تهران تالیف کردم و قصد دارم چهار محله اصلی دیگر تهران نیز در آینده‌ای نزدیک بنویسم.
 
وی ادامه داد: دوره صفویه دوره ظهور تهران بوده است، بنا به برخی کتاب‌ها و منابع، تهران دارای 12 محله بود که با یکدیگر در حال نزاع بودند، که بعدها این محله‌ها در یکدیگر ادغام شده و تنها پنج محله کلان از آنها باقی ماند که اودلاجان، چاله میدان، سنگلج، بازار و عدل نام این پنج محله بوده است.
 
وی تحقیقات جعفر شهری، مرتضی احمدی را در کنار تالیفات حسین کریمان از جمله اقدامات پژوهشی مناسب خواند و گفت: در تحقیق برای نوشتن کتاب «اودلاجان» به کشف مهمی رسیدم و آن این بود که در این محله یهودیان نیز زندگی می‌کردند و بیشتر از یک سوم آن محله مسکونی نبوده است.
 
«اودلاجان» و یهودیان ساکن آن
 
تکمیل همایون به «گِتو» به‌عنوان محل زندگی یهودیان اشاره کرد و گفت: زندگی یهودیان در این محله نشان می‌دهد، محل زندگی یهودیان این محل ازبرخلاف «گِتو» از هشت طرف با دیگر محلات تهران در ارتباط بوده است.
 
در ادامه «شب از طهران تا تهران» کامران صفامنش، معمار به‌عنوان دیگر سخنران به بحث شهر و شهرسازی و هویت مکانی در شهرها به‌ویژه تهران پرداخت.
 
صفامنش اظهار کرد: مهاجرت‌های بی‌رویه به تهران، شکل و شمایل این شهر را به شدت تغییر داده است، الیته هنوز چند خانه قدیمی در سه‌راه امین‌حضور باقی مانده‌ است.
 
وی تمامی عمارت‌ها  و خانه‌ها را دارای تاریخ و هویت دانست و ادامه داد: متاسفانه غلط‌هایی درباره مکان‌ها و خیابان‌های تهران باب شده است که نمی‌توان از رواج آن جلوگیری کرد.
 
فیلم مستند «چنارستان» ساخته هادی آفریده با موضوع خیابان ولیعصر و تغییر فضای شهر تهران نیز در شب« از طهران تا تهران» برای حاضران پخش شد.
 
«شب از طهران تا تهران» از سوی مجله بخارا با همکاری گنجینه پژوهشی ایرج افشار، دائره المعارف بزرگ اسلامی، موسسه فرهنگی و هنری ملت شب گذشته (یازدهم بهمن ماه) در محل بنیاد موقوفات افشار برگزار شد.

منبع: خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۳ ، ۰۳:۴۳
رضا حارث ابادی

تندیس ابوالفضل بیهقی در سبزوار ساخته و نصب می شود 

مدیر اداره فرهنگی هنری شهرداری سبزوار از نصب تندیس ابوالفضل بیهقی پدر نثر فارسی تا نوروز 94 در این شهر خبر داد.

به گزارش واحد خبر روابط عمومی شهرداری سبزوار، محمد اختریان با بیان اینکه تندیس مورخ و تاریخ نگار قرن پنجم ه.ق توسط هنرمند توانای سبزوار هادی عارفی ساخته شد، افزود: تندیس ابوالفضل بیهقی که دارای 7 متر ارتفاع و از جنس فایبرگلاس است با اعتباری بالغ بر حدود یک میلیارد و 500 میلیون ریال ساخته شد.

مدیر اداره فرهنگی هنری شهرداری سبزوار گفت: این اقدام در راستای بازسازی هویت فرهنگی- تاریخی، شناسایی و شناساندن مشاهیر، مفاخر و فرهنگ غنی سبزوار صورت گرفته است.

وی به مکان نصب این تندیس هم اشاره و خاطرنشان کرد: این تندیس احتمالا در باغ ایرانی واقع در ورودی توحید شهر نصب خواهد شد.

اختریان با اظهار اینکه تندیس حکیم ابوالقاسم فردوسی پدر نظم فارسی نیز توسط هادی عارفی در حال ساخت می باشد، تصریح کرد: تندیس فردوسی دارای 7 متر ارتفاع، از جنس فایبرگلاس و با اعتباری بالغ بر حدود یک میلیارد و 500 میلیون ریال در مراحل ساخت است.

مدیر اداره فرهنگی هنری شهرداری سبزوار گفت: با اتمام مراحل ساخت، این تندیس در تابستان سال آینده نصب و مورد استفاده علاقمندان و فرهنگ دوستان قرار می گیرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۳ ، ۰۳:۳۷
رضا حارث ابادی